تبليغاتX
 محیط زیست
 

هوا بسيار بد است و غير طبيعي

 

امروز جمعه چهارمين روز از ماه اول زمستان، ماه دي است. خاصيت زمستان توليد هواي سرد و ايجاد بارندگي بصورت برف مي باشد. برف نعمتي است كه براي كشوري مانند ايران بسيار مهم و اساسي است. از آنجائيكه كشور ما در كمربند نيمه خشك كره زمين قرار گرفته، از نظر برخورداري از منابع آب با مشكلاتي مواجه است. ميزان بارندگي در ايران كمتر از 250 ميلي متر در سال است بنابراين جزو كشورهاي خشك دنيا به حساب مي آيد.

علاوه بر مشكل كم بارشي، كشورمان با دو مشكل ديگر در اين زمينه روبروست: توزيع نامناسب مكاني و زماني بارشها در كشور . عمده بارشها در فصولي خاص و در بخش هائي از كشور اتفاق مي افتند.  زمستان از فصل هاي مهم از نظر بارش است. برتري بارش به صورت برف در زمستان نسبت به ساير بارشها اينست كه برف پس از بارش در زمستان، به مرور ذوب و در لايه هاي زيرين زمين نفوذ مي كند و باعث تغذيه سفره هاي زيرزميني مي گردد. چشمه سارها و چاهها پس از ذوب برف كوهها و دامنه ها پر آب مي شوند و طراوت و زيبائي را براي چشم اندازهاي طبيعي به ارمغان مي آورند.

علاوه بر آن، برف براي برخي از محصولات كشاورزي چون گندم و جو به عنوان پوشش محافظتي به شمار مي رود و اين محصولات را از گزند سرماي خشك زمستان و پديده يخ زدگي محافظت مي كند. در نتيجه در سالهائي كه برف به ويژه در مناطق سرد و كوهستاني كشور نمي بارد با يك بلاي طبيعي روبرو هستيم.

نگاه عاميانه و جاهلانه به وضع موجود، تحسين آن را در پي دارد و مردم در صحبت هاي خود هواي كنوني را مي ستايند كه ناشي از جهل آنها به وضع طبيعت و چرخه آبي است. نبايد اين هوا به ظاهر بهاري و عالي!! را ستود. نتيجه بسيار بد هواي بهاري!! در زمستان كنوني، در بهار و تابستان سال آينده بروز خواهد كرد. كم آبي و بروز پديده هاي ناخوشايند طبيعي چون گرماي طاقت فرسا، فرسايش، افت سطح آب هاي زيرزميني و بدتر شدن كيفيت منايع آب و... از نتايج هواي در ظاهر عالي! كنوني است.

بنابراين وضع امروز يك روند غير طبيعي را نشان مي دهد اگر طبيعي مي بود بايد نظاره گر بارش برف فراوان و سرما و يخ بندان مي بوديم. هوا اين روزها بسيار بد و غير طبيعي است. آرزو برف ببارد. 

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در جمعه چهارم دی 1388 ساعت 16:45 موضوع | لینک ثابت


نیترات آب تهران بیش از حد مجاز است / مردم حق دارند بدانند

این خبر از سایت خبر آن لاین به تاریخ ۲۴ آذر ماه است

معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: در تهران از مکانیسم چاه‌های جذبی برای دفع فاضلاب‌های شهری استفاده می‌شود و چون در فاضلاب‌های انسانی میزان اوره و نیترات بالا است، قطعا میزان نیترات در سفره‌های آب زیرزمینی تهران بالاتر از حد مجاز است.

نگرانی‌های پایتخت‌نشینان درباره قابل‌شرب‌بودن آب تهران که از پاییز گذشته بالا گرفته است، ظاهرا قرار نیست زودتر از «یکی دو ماه آینده» به پاسخ برسد.

امروز دوشنبه معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره گفت: سازمان حفاظت محیط‌زیست در حال انجام تحقیقاتی است که بر اساس آن میزان نیترات موجود در آب شرب تهران مشخص می‌شود و نتایج این تحقیقات تا دو ماه آینده به اطلاع مردم می‌رسد.

حسن اصیلیان درباره وجود نیترات در آب شرب تهران به ایلنا گفت: سالیان سال است که در تهران از مکانیسم چاه‌های جذبی برای دفع فاضلاب‌های شهری استفاده می‌شود و از آنجایی که در فاضلاب‌های انسانی میزان اوره و نیترات بالا است، به طور قطع میزان نیترات در سفره‌های آب زیرزمینی تهران بالاتر از حد استاندارد است.

با این حال او گفت: اما در مورد اینکه آب شرب تهران به نیترات آلوده هست یا خیر نمی‌توان نظر قطعی داد. زیرا آلوده بودن آب شرب تهران بستگی به این دارد که در آب شرب تهران چه مقدار از آب‌های زیرزمینی استفاده می‌شود و آب‌ شرب تهران حاصل ترکیب چند درصدی سفره‌های آب زیرزمینی با آب‌های سد است.

معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست توضیح داد:‌ به طور قطع میزان نیترات در آب سدها بالاتر از حد استاندارد نیست و اگر آب سد با نسبت مناسبی با سفره‌های آب زیرزمینی مخلوط شود، آب شرب تهران نباید آلوده باشد.

اصیلیان گفت: در سازمان حفاظت محیط‌زیست تحقیقاتی در رابطه با میزان نیترات موجود در آب تهران در حال انجام است که به دلیل گسترش کار، نتایج این تحقیقات تا دو ماه آینده اعلام می‌شود.

او میزان مجاز نیترات موجود در آب شرب را 50 میکرو گرم در لیتر دانست وگفت: اگر آب تهران بیش از این میزان نیترات داشته باشد استفاده از آن خطرناک است.

در عین حال معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست اطلاع از آلوده بودن آب تهران را حق مردم دانست و گفت:‌ در صورتی که میزان نیترات موجود در آب شرب تهران بیش از حد استاندارد باشد، این موضوع باید به مردم اطلاع‌رسانی شود؛ زیرا آلوده بودن آب تهران مانند آلودگی هوا به طور مستقیم با سلامت مردم در ارتباط است و اگر آب و هوا آلوده باشد مردم باید بدانند تا برنامه‌ریزی‌های لازم را برای حاظت از سلامت خود انجام دهند.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ساعت 13:6 موضوع | لینک ثابت


خارج از موضوع(ایرانیان اولین مدافعان حقوق بشر)

 

 روز ۱۹ آذر ماه روز جهانی حقوق بشر است که در سال ۱۹۴۵ برای حفظ حقوق بشر وضع شد و مورد پذیرش کشورهای دنیا قرار گرفت. اما فراموش نکنیم که اولین بیانیه حقوق بشر توسط کوروش کبیر در ۲۵۰۰ سال قبل اعلام شد. باشد که به حق تاریخ باشکوه و مردان بزرگ این سرزمین را شایسته نکو داریم.

بیانیه حقوق بشر کوروش کبیر:

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 10:37 موضوع | لینک ثابت


ایران دهمین کشور آلوده کننده دنیاست

مطلب زیر از سایت تابناک به تاریخ ۱۶ آذر ماه است:

در آستانه برگزاری نشست زیست‌محیطی کپنهاگ، اداره آمار آلمان با ارایه گزارشی از آلوده‌کننده‌ترین کشورهای دنیا، چین را نخستین کشور ‌و ایران را دهمین کشور مسئول در آلودگی و گرمایش زمین معرفی کرد.

به گزارش دویچه وله و بر پایه گزارش تازه اداره آمار آلمان، چین، آمریکا، روسیه و هند مسئولیت انتشار ۵۰ درصد از انتشار گاز دی اکسید کربن در هوا را بر عهده دارند. گزارش ادار‌ه آمار آلمان با استناد به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی(IEA) ارائه شده است.

نشست کپنهاگ (پایتخت دانمارک) از ۷ تا ۱۸ دسامبر / ۱۶ تا ۲۷ آذرماه برگزار خواهد شد. مهم‌ترین هدف این نشست تدوین پیمانی است که به کاهش سیستماتیک مقدار گازکربنیک موجود در هوا که مسئول اصلی گرمایش زمین است منجر شود.

چین، آلوده‌کنند‌‌ه‌ترین کشور دنیا
تا سال ۲۰۰۷ / 1386، آمریکا آلوده‌کننده‌ترین کشور دنیا بود. اما از ۲۰۰۷ به بعد چین از آمریکا پیشی گرفت و این مقام را از آن خود کرد. این دو کشور در مجموع بیش از ۴۰ درصد از گازکربنیک موجود در هوا را متصاعد می‌کردند.
اداره آمار آلمان همچنین می‌گوید، انتشار گاز دی‌اکسیدکربن در سراسر جهان از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ از ۲۱ به ۲۹ میلیارد تن افزایش پیدا کرد و چین مسئولیت حدود نیمی از این افزایش را بر عهده دارد.

ایران، پنجمین کشور آلاینده در حال توسعه‌ای است که دنیا را آلوده می‌کند
در کنار جمهوری خلق چین روسیه، هند، جمهوری کره و ایران از دیگر کشورهای در حال توسعه به شمار می‌‌آیند که بیشترین گازکربنیک دنیا را تولید می‌کنند.

در میان این کشورها روسیه تنها کشوری است که بعد از فروپاشی شوروی سابق، میزان انتشار این گاز در آن به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد؛ در حالی که در ۴ کشور دیگر‌یادشده از سال ۱۹۹۰ انتشار دی‌اکسیدکربن در مجموع تا ۱۵۹ / ۳ درصد افزایش یافت.

منحنی افزایش دی‌اکسید کربن در ایران به شدت صعودی است
جدول منتشر شده از سوی آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ ایران بعد از چین بیشترین میزان افزایش تولید دی اکسید کربن را داشته است. در طول سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ تولید دی‌اکسیدکربن در ایران در مجموع ۱۶۵ / ۸ درصد افزایش یافته است. همچنین افزایش تولید سرانه این گاز در ایران در میان ۱۰ کشور یادشده بعد از چین بیشترین میزان (۱۰۳ / ۶ درصد) را شامل می‌شود.

ایران در سال ۱۹۹۰ در مجموع ۱۷۵ میلیون تن دی‌اکسیدکربن راهی جو کرده درحالیکه در سال ۲۰۰۷ این میزان به ۴۶۶ میلیون تن رسیده است.

آمریکا، نخستین کشور صنعتی آلوده‌کننده جهان
در میان کشورهای صنعتی، آمریکا، ژاپن، آلمان، کانادا و انگلستان بیشترین حجم گاز دی‌اکسیدکربن را تولید می‌کنند. اما روند چگونگی انتشار این گاز در این کشورها با یکدیگر متفاوت بوده است.

در حالی که آلمان و انگلستان به ترتیب از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ انتشار گازکربنیک را ۱۶ و ۵ / ۴ درصد کاهش دادند، میزان انتشار این گاز در دیگر کشورهای یادشده در همین دوره زمانی افزایش پیدا کرده است. بیشترین افزایش را کانادا با 32.5 درصد نشان داده است. اما این میزان هنوز پایین‌تر از متوسط افزایش انتشار دی‌اکسیدکربن در سطح جهان قرار دارد که میزان آن بالغ بر ۳۸ درصد است.

آمار آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که در کشورهای در حال توسعه تولید سرانه گازکربنیک به نحوی قابل ملاحظه پایین‌تر از کشورهایی است که درآمد سرانه بیشتری دارند. انتشار سرانه این گاز در انگلستان در سال ۲۰۰۷ بیش از ۱۶ برابر هند بود. این اختلاف از سال ۱۹۹۰ کاهش پیدا کرد.

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی علاوه بر انتشار گاز دی اکسید کربن میزان انتشار دیگر گازهای آلوده‌کننده هوا، از جمله متان، در کشورهای مختلف را نیز مشخص کرده است. این گاز بعد از دی‌اکسیدکربن دومین گاز از گازهای گلخانه‌‌ای است که مسبب جهان‌گرمایی (Global Warming) است.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 9:53 موضوع | لینک ثابت


کنفرانس کپنهاگ. آیا این اقدامات کافی است؟

 

باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و ون جیاباو نخست‌وزیر چین در نشست کپنهاک شرکت  کردند. دولت آمریکا اعلام کرده  است تا سال ۲۰۲۰ میلادی تولید دی‌اکسید کربن خود را تا هفده درصد سقف سال ۲۰۰۵ کاهش خواهد داد. آمریکا تولید کننده یک پنجم گاز دی‌اکسید کربن جهان است. با وجود اینکه این اقدام دولت آمریکا گامی در جهت همکاری این کشور برای به نتیجه رسیدن اجلاس کپنهاک است، رقم اعلام شده با انتظار کشورهای اروپایی اختلافی محسوسی دارد. ۱۷ درصد سقف سال ۲۰۰۵ به معنای ۴ درصد سقف سال ۱۹۹۰ است. این در حالی است که آلمان و فرانسه اعلام کرده‌اند در یازده ‌سال آینده، تولید گاز دی‌اکسید کربن را ۲۰ تا۳۰ درصد سقف سال ۱۹۹۰ کاهش خواهند داد. با این حال پارلمان اتحادیه اروپا که پیشتر از رئیس‌جمهور آمریکا درخواست کرده بود به وعده انتخاباتی خود مبنی بر کاهش گاز دی‌اکسید کربن رسمأ عمل کند، خواستار ثبت رسمی این رقم است. جو لاینن مدیر هیئت محیط زیست پارلمان اروپا معتقد است در پروتکل اجلاس کپنهاک می‌بایست رقم مشخص کاهش تولید گاز دی‌اکسید کربن تا سال ۲۰۲۰ قید شود.

دولت چین در اقدامی بی‌سابقه اهداف مشخصی برای کاهش تولید گاز دی‌اکسید کربن این کشور اعلام کرده است. به گزارش خبرگزاری رسمی چین شین‌هوآ، این همکاری "اقدامی داوطلبانه" از سوی دولت چین است و در راستای تلاش‌های بین‌المللی برای حفاظت از محیط ‌زیست اتخاد شده است. چین اعلام کرده است تا سال ۲۰۲۰ میلادی تولید گاز دی‌اکسید کربن را در مقایسه با سقف سال ۲۰۰۵ میلادی۴۰ تا ۴۵ درصد کاهش خواهد داد.

دولت روسیه نیز در اوسط ماه نوامبر در نشست رهبران اروپا موافقت خود را با کاهش تولید گاز دی‌اکسید کربن اعلام کرد. روسیه اما تا کنون سقف مشخصی اعلام نکرده است و تنها به ذکر این نکته بسنده کرده که تا ۱۱ سال آینده ۲۰ تا ۲۵ درصد تولید گاز دی‌اکسید کربن خود را کاهش خواهد داد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای صنعتی جهان در نظر دارند تولید گاز‌های گلخانه‌ای در جهان را نسبت به سال ۱۹۹۰ تا ۸۰ درصد کاهش دهند. این هدف می‌بایست حداکثر تا سال ۲۰۱۵ میلادی عملی شود.

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


شهرهای کشور در حال تبدیل شدن به پارکینگ های بزرگ هستند

 

زندگی هر روز ویژگی های جدیدی به خود می گیرد. یکی از مکانهائی که می توان این نمادها را مشاهده کرد شهرها هستند. شهرها به سرعت رشد می کنند و رنگهای جدید تمدن را به خود می گیرند. شهرها در حال حاضر تابلو رنگارنگی از آثار تمدن هستند. اما بسته به تقسیم بندی کشورها بر اساس توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته درجه برخورداری از رهاورد تمدنی هم در شهرهای جهان متفاوت است.

یکی از ویژگی های برجسته توسعه یافتگی در شهرها، داشتن نظام کارآمد حمل و نقل شهری است. این نظام مجوعه کاملی از شبکه راهها، اطلاع رسانی، نصب علائم، مامورین راهنمائی و رانندگی، قوانین و وسائل نقلیه را شامل می شود. چنانچه هر یک از این عناصر ناقص باشد این شبکه کارآئی کافی نخواهد داشت. کارآمدی این نظام علاوه بر صرفه جوئی در میلیونها ساعت وقت مردم، باعث جلوگیری از اتلاف انرژی بسیار زیادی می گردد. ضمن اینکه از شدت انتشار آلاینده های ناشی از تردد بی رویه وسائل نقلیه نیز کاسته می شود. فراتر از همه موارد پیش گفته، مردم ساکن در این شهرها از وضعیت روانی نسبتا سالمی برخوردارند. حال اگر یک یا چند مورد از این موارد ناقص یا ناکارآمد باشند آنوقت روند معکوس پیش بروز می کند. این روند یک روند غالب در اکثر کشورهای در حال توسعه از جمله ایران و تمامی کشورهای توسعه نیافته می باشد. در اینگونه کشورها به دلایل مختلف، از جمله عدم اعتماد به ناوگان حمل و نقل، مردم ترجیح می دهند از وسیله نقلیه شخصی استفاده نمایند. این اصرار عمومی نتیجه ناخوشایندی در پی داشته است. ضمن تشدید آلودگی محیط زیست شهرها و در نتیجه تشدید بیماری های ناشی از آن و همچنین اتلاف روزانه میلیونها لیتر سوخت ارزشمند، روان مردم نیز به پریشانی روی می نهد و شهروندان به مرور دچار روان پریشی می شوند. درآمد نامطلوب این روند، تبدیل شدن شهرها به پارکینگ های بزرگ می باشد که در خصوص کشورمان کاملا صادق است. امروزه شهرهای ایران در کنار مواجه با بسیاری از کاستی ها، باید با مشکل در حال بروز دیگر که در مقیاس ملی در حال بروز است نیز درگیر شوند و آن تبدیل شدن شهرها به پارکینگ های بزرگ می باشد. زیان بلند مدت ملی ناشی از کسب سود کوتاه مدت توسط گروهی سودجو هزینه ای زیادی را بر این مردم تحمیل خواهد کرد. در تمام شهرهای کشور تعداد خودروها از حد مجاز بسیار بالاتر است. شهر تهران نمونه بارز این مساله است که به بزرگترین پارکینگ کشور تبدیل شده است.

چرا افراد مسول در این باره اندیشه نمی کنند؟ چرا دولت صرفا به خالی کردن جیب شهروندان می اندیشد؟ آیا آیندگان نباید در این سرزمین زندگی کنند؟ آیا ما مجازیم تا برای برآورده کردن امیال سیری ناپذیر خودمان به هر تخریبی دست بزنیم؟ آیا تخمین درستی از وقت در حال تلف شدن مردم وجود دارد؟ آیا ارزیابی درستی از وضعیت روحی_روانی شهروندان ساکن در شهرها وجود دارد؟ آیا نیاز ساکنین شهرها فقط با تولید و فروش خودروهای بی کیفیت داخلی تامین می شود؟

اگر امروز از رویکرد شایسته سالاری بهره نگیریم فردا برای جبران کردن دیر است.

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت


روزهاي سرنوشت‌ساز جنگل ابر

 

مدت‌هاست درختان كهنسال جنگل ابر با صداي بولدوزرها لرزه بر اندامشان مي‌افتد و آشفتگي آرامششان، دوستداران طبيعت را نيز آشفته مي‌كند.

به گزارش «جام جم»، جنگل ابر سال‌هاست كه به دست يك پيمانكار راهساز افتاده تا شاهرود را به شهرعلي‌آباد گلستان وصل كند و به قول خودش، كاري كند تا گردشگران راحت‌تر از امروز در اين مسير گشت و گذار كنند.

اما انگار موضوع جاده‌كشي در اين جنگل بكر، مساله‌اي فراتر از ايجاد امكانات رفاهي براي گردشگران است؛ چرا كه تجربه اين سال‌ها نشان داده كه پاي جاده و آسفالت به هر كجا برسد، به همان سرعت پاي ويلاسازان و زمين‌خواران نيز به آنجا باز مي‌شود.

برخي مسئولان سازمان جنگل‌ها البته پا را فراتر مي‌گذارند و مي‌گويند برخي آدم‌هاي ثروتمند حسابي پشت‌كار را گرفته‌اند تا اين جاده غيرضروري را از دل جنگل بگذرانند و با سرمايه‌هاي كلانشان به جان زمين‌ها بيفتند و آنقدر ويلا و تاسيسات بسازند كه «ابر» ديگر بكر نباشد.

اما بحث وقتي حساس‌تر مي‌شود كه معاون دفتر ارزيابي سازمان محيط زيست بدون نگراني اعلام مي‌كند با اين كه پروژه، گزارش ارزيابي زيست محيطي ندارد، برخي نمايندگان براي به اتمام رسيدن اين جاده فشار مي‌آورند و مخالفت مسئولان را كارشكني در اجراي پروژه مي‌دانند.

اما حكايت كارشكني و سنگ‌اندازي نيست. داستان، داستان تلاش براي بقاي جنگل ابر است، همان بستر سبز زمين پيچيده در لايه وهم‌انگيز مه و ابر كه اين روزها، ماشين‌هاي راهسازي پنجه برصورتش مي‌كشند. ديروز فعالان محيط زيست استان سمنان كه مقابل فرمانداري شاهرود تجمع كرده بودند هم همين حرف‌ها را زدند. آنها سوالشان اين است كه چرا به خاطر جاده‌اي كه كارشناسان مي‌گويند: در زمستان، قابل استفاده نيست درختان «سرخدار» كمياب و چند هزارساله را مي‌برند و مي‌گويند به ازاي قطع هر درخت، در جايي ديگر جنگلكاري مي‌كنند؟

اين فعالان محيط زيست مي‌خواهند بدانند چه اتفاقي افتاده كه پيمانكار به اخطار مسئولان منابع طبيعي توجه نمي‌كند و سعي دارد جاده 6 متري فعلي را 10 متر پهن‌تر كند و درختان سرراه را قلع و قمع كند؟ آنها مي‌پرسند چرا از بين رفتن جنگل‌ها، تغييرات آب و هوايي و به خطر افتادن منابع آب دشت‌هاي سمنان براي كسي مهم نيست و يا مگر چه اتفاقي افتاده است كه دست‌هايي فراتر از قانون بلند مي‌شوند و ديگر كسي به هشدارهاي مسولان حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي اهميتي نمي‌دهد؟

اما شايد دانستن اين مطلب هم مهم باشد كه در ميانه راه احداث جاده، چرا يكباره حرف‌ها عوض مي‌شود و قولي كه به احداث تونل در اين مسير اشاره داشت، حالا به آسفالته شدن و تعريض جاده رسيده است؟ اما خدا كند قضيه پارك جنگلي چغاسبز ايلام براي جنگل ابر شاهرود تكرار نشود، آنجا كه مسئولان راه و ترابري استان ظرف 48 ساعت 63 هزار درخت جنگلي را فقط براي احداث بزرگراهي غيرضروري از ريشه درآوردند و بخشي از زمين را عريان كردند.

ولي شايد بهتر باشد كسي توضيح دهد كه چرا وقتي ميان استان‌هاي سمنان، مازندران و گلستان 6 راه ارتباطي وجود دارد؛ عده‌اي بي‌محابا به ميراث خداوندي چشم دوخته‌اند و قصد احداث جاده‌اي را دارند كه كارشناسان معتقدند: هيچ توجيه اقتصادي‌اي ندارد؟


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت


ویرانگری در طبیعت با چه هزینه ای؟

قبلا راجع به جنگل ابر مطلبی نوشته بودم که این جنگل در حال تخریب به دست توانمند مهندسان وزارت راه و ترابری است. حال تخریب این جنگل رسانه ای شده است. مطلب زیر از سایت تابناک به تاریخ ۲۳ آبان ماه سال جاری است.

 

این روزها کابوس جاده و بولدوزر، خواب و آرامش را از چشم درختان 4 هزار ساله جنگل ابر ربوده است.

یکی از دستاوردهای سفرهای استانی هیأت دولت، اختصاص بودجه‌ای 5 میلیارد ریالی برای ساخت جاده‌ای عریض از دل جنگل ابر است. جنگلی زیبا که در مرز مناطق کویری سمنان و جنگل‌های استان گلستان قرار دارد. این روزها کابوس جاده و بولدوزر، خواب و آرامش را از چشم درختان 4 هزار ساله جنگل ابر ربوده است. لشکری از ویلاسازها با پیش قراولی جاده‌سازها در کمین این جنگل تاریخی نشسته‌اند.

جنگل ابر از اهمیت زیست‌محیطی بالایی برخوردار است. دکتر پیمان یوسفی‌آذر مدیرکل جنگل‌های خارج از شمال سازمان جنگل‌ها و مراتع در این خصوص می‌گوید:«جنگل ابر جزو جنگل‌های کمیاب اکوتن است. در دنیا مناطق اکوسیستم حاشیه‌ای اندکی وجود دارند که در لبه 2 ناحیه رویشی واقع باشند. جنگل ابر، مرز جنگل‌های ایرانی تورانی و جنگل‌های یوروپ سیبرین است. به لبه‌های شرقی البرز به دلیل تنوع زیستی به شدت بالای آن، نواحی رویشی سلطنتی می‌گویند. جنگل ابر در خاورمیانه بی‌نظیر است و یکی از شاهکارهای جهان به شمار می‌آید.»

جنگل ابر کجاست؟

جنگل ابر از جنگل‌های زیبا و خوش‌ آب و هوای استان سمنان است که در 50 کیلومتری شمال‌شرقی شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر در استان گلستان قرار دارد. این جنگل در مجاورت روستاهای ابر، شیرین‌آباد و خاک‌پیرزن قرار دارد. فضای جنگل ابر را در فصول مختلف سال، پوششی از ابر فرا گرفته است و به همین دلیل به آن جنگل ابر می‌گویند.

در مناطق فرادست جنگل ابر،‌ می‌توان از بالا به ابرهای پرتلاطم نگاه کرد. تصویری که در این مناطق به چشم توریست‌ها و جنگل‌نوردان می‌آید، یادآور زیبایی تصویر screen savar کامپیوتر است و هر چند دقیقه یک‌بار، با حرکت ابرها تغییر می‌کند. ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما، وجود چشمه‌سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع، از ویژگی‌های این جنگل است که آن را به تفرجگاه زیبا نه فقط برای شاهرودی‌ها و سمنانی‌ها، بلکه برای ساکنان جنوب استان گلستان نیز بدل کرده است. شرجی هوا در جنگل‌های سرسبز استان گلستان بالاست و به همین دلیل برخی از ساکنان این استان ترجیح می‌دهند رنج عبور از جاده‌های خاکی را تحمل کنند تا برای گردش به جنگل ابر بیایند.

میراث 4000 هزارساله

یاسوجی‌ها می‌‌گویند اگر ساقه درخت بلوطی، طاقت نگه‌داشتن کوله‌بار سبک یک چوپان را داشته باشد، آن درخت عمری بیش از صد سال دارد، اما اگر جوان‌تر باشد، در زیر بار آن خواهد شکست. این حرف همسایگان جنگل‌های بلوط غرب کشور، نشان می‌دهد که انسان‌ها به دشواری می‌توانند جنگلی تازه بسازند و بنابراین، راهی جز حفاظت از جنگل‌های فعلی وجود ندارد. اینکه گاهی در دولت مجوز قطع درختان جنگلی به شرط کاشت درختان جدید صادر می‌شود، دست‌کم برای دامداران یاسوجی‌ به طنز می‌ماند. مجوز کمیسیون محیط‌زیست و صنعت دولت برای عبور جاده آسفالته از جنگل ابر نیز، مشمول این حکم می‌شود.

جنگل ابر بکر از دوره سوم زمین‌شناسی بر جای مانده و دارای درختان سرخدار است که قدمتی 4هزار ساله دارند. در این جنگل 500 هکتار درخت سرخدار به چشم می‌خورد که به لحاظ وسعت، مشابه چندانی در جهان ندارد. از این درختان اسانسی به نام «تاکسول» به دست می‌آید که در درمان انواع سرطان‌ها کاربرد دارد.

گونه‌های درختی بلوط در اشکوب فوقانی، گونه‌های ممرز در حاشیه دره‌ها، درختان توسکا، ولیک و ازگیل وحشی نیز در زیر اشکوب‌ها قرار دارند که احداث جاده ابر، جان همه این درختان را نشانه رفته است.

دست‌های آشکار و پنهان

مسئولان وزارت راه و 3 نماینده مجلس در شهرهای شمال و جنوب جنگل ابر، در حالی بر عبور جاده از این منطقه تأکید دارند که کارشناسان مستقل، فلسفه وجودی احداث جاده شاهرود به علی‌آباد را صرف‌نظر از عوارض زیست‌محیطی آن زیر سؤال می‌برند.

وجود 6 راه ارتباطی بین استان‌های گلستان و سمنان، ضرورت تخریب محیط‌زیست به بهانه توسعه راه‌ها را منتفی می‌کند. سه مورد از این راه‌ها در محدوده شهرستان علی‌آباد قرار دارد؛ محور گرگان ـ راهیان، شاهرود به طول 95 کیلومتر،‌ جاده گرگان ـ شاهکوه، شاهرود به طول 95 کیلومتر و محور گرگان ـ ‌آزادشهر، شاهرود به طول 130 کیلومتر که جاده‌ای ترانزیتی است. این محور در حال تعریض و اصلاح مسیر است و پس از آن به یک بزرگراه تبدیل می‌شود.

یکی دیگر از بهانه‌های مدافعان احداث جاده ابر، سهولت تردد گردشگران به منطقه است. حال آن که در اکثر کشورهای توسعه یافته، جاده‌های اکوتوریستی را با عرض کم و بعضاً به صورت شهر احداث می‌کنند تا طبیعت آسیب کمتری ببیند.

گردشگران برای رسیدن به بسیاری از نقاط ویژه طبیعت‌گردی، ‌مجبورند پای پیاده یا با حیوانات محلی به منطقه بیایند. در چنین شرایطی پیمانکار وزارت راه در حال احداث جاده‌ای به پهنای یک بزرگراه برای دستیابی به جنگل ابر است.

سابقه تلاش برای احداث جاده ابر به سال 64 بازمی‌گردد. از همان ابتدا این طرح با مخالفت کارشناسان محیط‌زیست و منابع طبیعی مواجه شد. عبور جاده از اکوسیستم بکر جنگلی و گونه‌های منحصربه‌فرد، زیستگاه حیات‌وحش و خسارت به چشمه‌ها و رودخانه‌های حوزه آبخیز زرین‌گل و شیرین‌آباد و همچنین عدم مطالعه اصولی و تخریب زیاد در عرصه‌های جنگلی و محیط‌زیست، مهم‌ترین دلایل مخالفت با این جاده بود.

دکتر محمد ولیان،‌ دبیر جمعیت دیده‌بان طبیعت در این خصوص می‌گوید: با وجود 4 مسیر موازی، نیازی به احداث این جاده نیست. تلاش‌های عده‌ای برای احداث این جاده، ابهام‌آمیز است. نماینده یکی از شهرهای اطراف جنگل به دلیل منافع شخصی، مدت‌ها است که این مسئله را پیگیری می‌کند.

اهالی شاهرود به خوبی معنای این حرف‌ها را می‌فهمند. آنها هنوز انتشار آگهی‌های فروش زمین‌های ویلایی و آپارتمانی منطقه جنگلی ابر در سال 85 را از یاد نبرده‌اند، پروژه‌ای که گرچه آن سال با اعتراض و پیگیری مسئولان وقت محیط‌زیست استان متوقف شد، اما چهره‌های پشت‌پرده آن از نفوذ بالایی برخوردارند و به نظر می‌رسد قصد ندارند به این زودی‌ها کنار بنشینند.

نشانه‌گذاری وزارت راه در عمق جنگل

پیمان یوسفی آذر عضو هیأت مدیره انجمن علمی جنگلبانی، عوارض عبور جاده از جنگل ابر را در حد یک فاجعه ملی‌ می‌داند. او می‌گوید:«19 کیلومتر از این جاده علی‌آباد به شاهرود از جنگل ابر عبور می‌کند که موجب قطع یک میلیون اصله درخت برای ساخت جاده می‌شود.» این میزان تخریب در صورتی است که به ساخت جاده‌ای کم‌عرض و بدون ساخت‌وساز حاشیه آن اکتفا شود اما به نظر می‌رسد اراده سیاسی محکمی وجود دارد که می‌خواهد این جاده را در آینده‌ای نزدیک به یک بزرگراه تبدیل کند.

قرار است بخش‌هایی از جنگل هیرکانی ابر شاهرود در فهرست طبیعی یونسکو به ثبت برسد. اما عده‌ای می‌خواهند از دل این بهشت سبز بازمانده از عصر داینا‌سور‌ها، جاده‌ای بکشند که علاوه بر مسیر اصلی آن، دست‌کم تا 300 متر اطراف آن را نیز خالی از درخت خواهد کرد. کارشناسان راهسازی معتقدند که احداث جاده جنگلی در شیب بیش از 15 درجه به صلاح نیست اما سنگ نشانه‌هایی که پیمانکاران وزارت راه در عمق جاده به جای گذاشته‌اند، نشان می‌دهد که بخشی از مسیر جاده مورد نظر آنها، در شیب‌های نزدیک 40 درجه ساخته می‌شود. ساخت جاده جنگلی در چنین شیبی، می‌تواند موجب تشدید رانش زمین و فروافتادن درختان فرادست و آسیب‌هایی به درختان فرودست جاده شود. تراکم پوشش جنگل ابر در اکثر نقاط آن بین 90 تا 95 درصد است و ایجاد حفره‌هایی در این پوشش به هم پیوسته، آسیب‌پذیری آن را به شدت افزایش می‌دهد. درختان جنگل در 100 تا 200 سال نخست عمر خود آسیب‌پذیر‌ترند و مسائلی همچون رانش زمین،‌آلودگی عبور اتومبیل‌ها و تخریب‌های عمومی و غیرعمومی مسافران، می‌تواند نوزایی این جنگل را متوقف کرده و زمینه مرگ تدریجی آن را فراهم کند.

کره زمین تب دارد

رؤسای 192 کشور دنیا ماه آینده در کپهناگ گردهم می‌آیند تا درباره «تغییرات آب‌وهوایی» هم‌اندیشی کنند. محمود احمدی‌نژاد یکی از این افراد است. او می‌خواهد از گردوغباری سخن بگوید که چند ماه پیش ایران را فرا گرفته بود. ریز‌گرد‌هایی که به گفته کارشناسان، ریشه در تخریب محیط‌زیست عراق دارد.

سازمان ملل متحد در بررسی‌های اخیر خود، از 3 عامل مهمی سخن گفته که سرنوشت بشر را تهدید می‌کند. این سازمان در بررسی‌های خود، اشاره چندانی به جنگ‌های خونین ندارد بلکه «تغییرات آب‌وهوایی»، «کاهش امنیت غذایی» و «توسعه بیابان‌ها» را 3 چالش مهم جامعه جهانی به شمار آورده است. کارشناسان سازمان ملل برای این رده‌بندی، دلیل‌های بسیاری ارائه کرده‌اند. آنها معتقدند که حتی کاهش امنیت غذایی نیز تا حدود زیادی ریشه در تغییرات آب‌وهوایی دارد. این که قیمت میوه این روز‌ها در تهران به کیلویی چند هزار تومان رسیده است، می‌‌تواند یک هشدار برای ما باشد که تغییرات آب‌وهوایی را جدی بگیریم. اما ریشه بحران کجاست؟ پیمان یوسفی‌آذر مدیر‌کل جنگل‌های خارج از شمال در این خصوص می‌گوید: «ماه گذشته کنگره‌ جهانی جنگل در آرژانتین تشکیل شد. پیام اصلی این کنگره این بود که تخریب جنگل‌ها، علت اصلی تغییرات آب‌‌وهوایی است. شعار اصلی شش‌سالانه جهانی جنگل این بود که (need Safe Water, Just for forest) یعنی اگر آب‌ سالم می‌خواهید، فقط از جنگل ممکن است. چون با کیفیت‌ترین و سالم‌ترین آب‌های نوشیدنی جهان، از دل جنگل‌های کوهستانی بیرون می‌آیند.»

وی می‌افزاید: «از 120 گیگاتن ذخیره کربن کل جهان 30 گیگاتن آن در جو و 90 گیگاتن در خاک جنگل‌ها نهفته است. به همین دلیل تخریب جنگل‌ها به افزایش Co2 در جو و افزایش وضعیت گلخانه‌ای کمک می‌کند. این پدیده تاکنون یک درجه به گرمای جهان افزوده است. یک درجه گرم شدن در مقیاس جهانی به معنای افزایش 10 - 15 درجه‌ای در میکرو اقلیم‌هاست. کره زمین شبیه یک انسان است که با 3 درجه تب اضافی می‌میرد. به همین دلیل، دانشمندان زیست‌محیطی تأکید دارند که کره زمین نیازمند بستری شدن است.»

او همچنین می‌گوید: «کاهش جنگل‌ها به تغییرات آب‌وهوایی و نابودی تنوع زیستی دامن می‌زند که عوارض جانبی متعددی دارد و زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند، به همین دلیل است که در کشوری همچون آلمان، قطع یک درخت برابر است با استیضاح یک وزیر. چون آنها قدر ثروت‌های ملی خود را می‌دانند.‍»

آنجلا مرکل صدراعظم آلمان می‌گوید: «برای کاهش آسیب به محیط‌زیست، بهتر است به عصر تراموا برگردیم، مجبور شویم هزاران درخت را برای ساخت اتوبان قطع کنیم.»‌ محمدباقر ‌صدوق معاون سازمان محیط‌زیست ایران نیز می‌گوید: «اصل احداث یا عدم احداث جاده جنگل ابر در اختیار ما نیست. این مسأله دو مصوبه هیأت وزیران را دارد. کار ما حداکثر این است که راهی را انتخاب کنیم که کمترین آسیب را به محیط زیست بزند.»


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت 12:18 موضوع | لینک ثابت


آیا آپوفیس پایان زندگی است؟

 

دانشمندان ناسا نگران برخورد شهاب سنگی به طول 300 متر به زمین هستند.
دانشمندان تخمین زده اند که این جرم آسمانی که " آپوفیس " نام دارد در سال 2029 از فاصله 30 هزار کیلومتری رد شده و به زمین برخورد نخواهد کرد .

آپوفیس در افسانه های قدیمی مصر به روح شیطانی و ویرانگر اطلاق می شد.

بزودی برخورد شهاب سنگ آپوفیس به زمین!

 


اما نگرانی دانشمندان این است که این شهاب سنگ پس از اینکه به سمت خورشید حرکت کند ،در اثر نیروی مغناطیسی این ستاره تغییر مسیر داده و مجددا به سمت زمین خواهد آمد . تخمین دانشمندان این است که آپوفیس در سال 2036 و پس از تغییر جهت احتمالا به نقطه نامعلومی از زمین برخورد خواهد کرد .
اگر این جرم آسمانی به منطقه ای اقیانوسی از زمین برخورد کند احتمال یک " سونامی " بسیار شدید می رود و در صورتی که به نقطه ای از زمین برخورد کند تاثیراتی همچون یک زلزله 8 ریشتری خواهد داشت که اثر تخریبی آن 65 هزار برابر بمب اتمی خواهد بود که در سال 1945 در شهر هیروشیما منفجر شد .در این صورت در شعاع 300 کیلومتری هیچ موجود جانداری باقی نخواهد ماند .
دانشمندان سرعت حرکت این شهاب سنگ در صورت برخورد با زمین را 50 کیلومتر در ثانیه تخمین زده اند . نگرانی دیگر آنها از برخورد آپوفیس به زمین ،تاثیرات جوی و زیست محیطی پس از این برخورد خواهد بود . ممکن است در اثر شدت این برخورد تغییراتی در جو زمین همچون غبار شدید به وجود آید که نور رسانی خورشید را با اختلال مواجه کند.
125 میلیون سال قبل برخورد یک شهاب سنگ عظیم به زمین علاوه بر اینکه نسل جاندارانی همچون دایناسورها را منقرض کرد باعث ایجاد یک عصر یخبندان چند صد هزار ساله شد که اکثر موجودات زمین را منقرض ساخت.
اگر مسیر حرکت این شهاب سنگ به خوبی قابل پیش بینی و اندازه گیری باشد امید دانشمندان این است که بتوانند با شلیک موشک هایی مسیر آن را عوض کرده و مانع برخورد آن با زمین شوند . اما نگرانی اصلی این است که پس از عبور این شهاب سنگ ازفاصله 30 هزار کیلومتری زمین در سال 2029 ، مسیربازگشت مجدد آن به زمین در سال 2036 کمتر قابل پیش بینی است.
نگرانی دیگر دانشمندان در سال های اخیر از فاصله گرفتن ماه از زمین است . قمر ماه هر ساله حدود 4 سانتی متر از زمین دورتر می شود و این دوری سبب می شود که از سرعت حرکت وضعی زمین (حرکت زمین به دور خودش ) کاسته شود . نگرانی دانشمندان این است که هر چه سرعت حرکت زمین به دور خودش کمتر شود نیمکره ای بیشتر در معرض نور خورشید خواهد بود و نیمکره ای کمتر و این با گرم تر بودن نیمکره ای از زمین و سردتر شدن نیمکره ای دیگر ،اکو سیستم طبیعی زمین را به هم خواهد زد.
این نگرانی ها جدای از نگرانی هایی است که در اثر افزایش تصاعدی گازهای گلخانه ای و گرمایش زمین ، این کره خاکی قابل حیات را در معرض تهدید قرار داده است. دمای زمین به نسبت 100 سال پیش بیش از 4 در جه گرم تر شده است و تخمین شده می شود که اگر اقداماتی جدی در کاهش تولید گازهای کربنیک صورت نپذیرد تا پایان قرن حاضر پدیده های طبیعی همچون قطب ها و تمامی جانداران ساکن در آنها در معرض تهدید جدی خواهند بود.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 16:51 موضوع | لینک ثابت


هوای مشهد آلوده است. از آلودگی بیشتر شهرها جلوگیری کنیم.

مشهد نیز به جمع شهرهای آلوده می پیوندد. این عکس مربوط به سخنرانی آقای احمدی نژاد در مشهد می باشد که در سایت های خبری منتشر شده است. در عکس آلودگی هوای مشهد کاملا مشخص است.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت


فاجعه آبی خاکی کشور در حال تکمیل شدن است. مدیران لایق کجا تشریف دارند؟

 
 
بنا بر تحقيقات جديد انجام‌شده، نياز پايان‌ناپذير ايران براي آب، در حالي هنوز باقي است كه منابع و حفره‌هاي زيرزميني اين كشور، بسيار سريعتر از آنچه قابل جبران باشد، در حال خشك شدن است؛ اين امر باعث نشست بخش عظيمي از زمين‌ها و ترك برداشتن ساختمان‌ها در ايران شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از نشنال ژئوگرافي، ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد سطح آب‌هاي منابع زيرزميني ايران به طور ميانگين در پانزده سال گذشته، سالانه نيم متر كاهش يافته است. همچنين با از بين رفتن آب‌ها، خاك و سنگ‌‌ها استحكام خود را از دست مي‌دهند كه اين امر، منجر به فشردگي زيربافت‌هاي زمين و سرانجام نشست آن مي‌شود.

عكس‌هاي ماهواره‌اي تهيه شده توسط مهدي متق از مركز GFZ يك مركز تحقيقاتي آلمان در زمينه زمين‌شناسي در شهر پوستدام، نشان مي‌دهد كه بحران بسيار حاد است.

با بررسي عكس‌هاي گرفته شده از سطح زمين در سال 1997 و اطلاعات سطح آب‌ها، اين تيم تحقيقاتي نشان داد كه پايان يافتن ذخاير آب زيرزميني، در حال ايجاد يك بحران عمده است.

بنا بر اين گزارش، بيشتر مناطق ايران، مناطق خشكي هستند و تنها 10 درصد اين كشور آب مورد نيازش را از باران تأمين مي‌كند. ديگر نقاط اين كشور به شدت متكي به منابع زيرزميني آب هستند و حدود 50 درصد آب ايران از منابع زيرزميني تأمين مي‌شود.

به گفته متق، رشد جمعيت همزمان با توسعه اقتصادي و گسترش صنعت و كشاورزي، باعث افزايش عظيم تقاضا براي آب در ايران شده است و اين در حالي است که جايگزيني اين منابع از سرعت لازم برخوردار نبوده و هر كدام از حوضچه‌هاي زيرزميني در هزاران سال تشكيل شده‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد: بين سال‌هاي 1971 تا 2001 سطح آب‌هاي منطقه پانزده متر كاهش يافته و عكس‌هاي ماهواره‌اي نشان‌دهنده رانش يا نشست پنجاه سانتيمتري زمين در سال در برخي نقاط است.

متق گفت: ما مي‌‌توانيم حفره‌ها و شكاف‌هايي را در عكس‌ها ببينيم كه تا دو متر عرض و چند متر عمق دارند.
نتايج اين تحقيق در مجله تحقيقات ژئوفيزيك منتشر شده است.

هم‌اكنون بيشترين تأثيرات بر مناطق كشاورزي مانند باغ‌هاي پسته در رفسنجان، واقع در مركز ايران بوده است.
كوروش محمدي از دانشگاه تربيت مدرس ايران مي‌گويد: كشاورزان مجبور شده‌اند هر ساله براي دسترسي به آب چاه‌هاي عميق‌تري حفر كنند. اين روند در ديگر شهرهاي ايران نيز مشاهده مي‌شود.

متق ادامه داد: ساختمان‌ها در شهر تهران هم از اين روند متأثر بوده‌اند. در بسياري از ساختمان‌ها و جاده‌ها و خطوط لوله، ترك‌هايي ظاهر شده است. اين خاك سست، زمين‌لرزه‌ها را نيز بسيار خطرناك‌تر مي‌كند، چراكه زمين بسيار راحت‌تر مي‌لرزد؛ البته ايران تنها كشوري نيست كه با اين مشكل روبه‌روست.

«رونالد بورگمن» از دانشگاه بركلي كاليفرنيا مي‌گويد: «روند مشابهي هم در غرب آمريكا در نزديكي گسل «سن‌خوزه» و «سن‌فرانسيسكو» در قرن بيستم ديده شده است.
امروزه شهرهايي مانند سان‌فرانسيسكو، آب خود را از كوهستان‌هاي «سيرا» وارد مي‌كنند.

بورگمن بر اين باور است اين منابع آب و اصلاح الگوهاي مصرف كنترل‌شدني است، اما در ايران مشكل بسيار شديدتر بوده و با اين روش‌ها احتمال حل آن كم است.

وي گفت: اين مسئله در ايران تنها با آوردن آب از نقاط ديگر و يا كاهش شديد استفاده از آن براي كشاورزي، صنعت و يا استفاده شخصي قابل حل است، در حالي كه اجراي اين روش‌ها هم در ايران و هم در بسياري كشورهاي ديگر كه با بحران آب روبه‌رو هستند، اين كار بسيار سختي است.

متق مي‌‌گويد: تغييرات آب و هواي زمين و ادامه روند گرمايش باعث تشديد اين مشكل مي‌شود.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت


جغرافیای آب و خاک کشور در وضعیت بسیار بدی قرار دارند

اداره یک کشور ضمن اینکه یک کار بسیار مهمی است ضرافت های خاص خود را هم می طلبد. رئیس یک کشور باید نگاه دقیق و علمی به تمام مسائل و مشکلات کشور داشته باشد. این مهم بدست نمی آید مگر با داشتن تیم مدیریتی کارآمد و تحصیل کرده که در هر لحظه تحولات را به درستی بنگرند و مطالعه نمایند و ارزیابی صحیح داشته باشند. آنچه بیش از هر امر دیگری اهمیت دارد منافع ملی کشور است نه منافع گروه خاص یا عده ای خاص. پس رئیس کشور باید راهی در پیش بگیرد که منافع ملی به بهترین شکل بدست آید.

یکی از اموری که رئیس کشور باید بدان آگاه باشد وضعیت منابع آب و خاک و آلودگی های آنها می باشد. اشراف با این مهم باعث می گردد در بهره برداری از منابع آب و خاک دقت لازم صورت بگیرد، در نگهداری از آنها تلاش لازم انجام شود و سهم نسل های آینده محفوظ نگه داشته شود و...

در کشور ما برای موارد دارای اهمیت کمتر مطالعات زیادی صورت گرفته و اطلس هائی تهیه شده در حالیکه برای مورد پیش گفته اقدام علمی مهمی صورت نگرفته است. ما ارزیابی درستی از منابع آب و خاک کشور نداریم. مطالعه ای در خصوص کیفیت روبه افول آنها انجام نشده و اطلاعات درست علمی از وضعیت آلودگی های آب و خاک کشورمان نداریم. در واقع نمی دانیم که جغرافیای آب و خاک کشور در چه وضعیتی قرار دارند و اگر اوضاع بهره برداری غیر اصولی از آنها به همین منوال ادامه پیدا کند چه گرفتاری هائی برای نسل فعلی و نسل های آینده پدید خواهد آمد.

در دنیای کنونی که عصر اطلاعات و دانائی ائی است غفلت از انجام وظایف اصلی در مقیاس ملی نتایج منفی زیادی را متوجه مردم و کشور خواهد کرد که جبران پذیر نیست. اگر می خواهیم مردمی موفق و توانمند باشیم باید ضمن تلاش و کار خستگی ناپذیر، از دارائی ها، امکانات، ثروت ملی و کاستی های موجود کشورمان اطلاعات دقیق داشته باشیم.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 19:35 موضوع | لینک ثابت


با ادامه اين روند، 30سال ديگر جنگل نداريم

 

جنگل‌های ایران حال و روز خوشی ندارند و در معرض نابودی هستند. هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و سازمان‌های محیط زیست و جنگل‌ها و مراتع کشور که مسئولیت حفظ و صیانت از این میراث گران بها را به عهده دارند با سوء تدبیر و مدیریت روند نابودی را سرعت می‌بخشند.

به گزارش «خبر آنلاين»، کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.

اهل نظر معتقدند اگر روند نابودی جنگل‌های ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند.

تغییر کاربری

مهمترین دلیل نابودی جنگل‌های شمال کشور تغییر کاربری آنها است. محمد درویش، متخصص محیط زیست معتقد است: «تغییر کاربری ابتدا در دامنه‌های جلگه‌ای اتفاق افتاد. کشاورزان این مناطق را به اراضی کشاورزی تبدیل کردند، اما با افزایش رفاه مردم و رشد شهرنشینی این اراضی به خانه، ویلا و شهرک‌های ویلایی تبدیل شدند.»

دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران با اشاره به وجود تبدیل جنگل‌ها به اراضی کشاورزی و سپس ویلا می‌گوید: «در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.»

این متخصص محیط زیست یکی دیگر از موارد تغییر کاربری جنگل‌ها را احداث راه می‌داند و می‌افزاید: «راه‌سازی غیرضروری و مخرب، در دولت نهم شتاب بیشتری گرفته است به گونه‌ای که دولت پا را فراتر گذاشته و پروژه‌هایی که تنها مطالعات و کلنگ زنی آنها در گذشته انجام شده ولی به دلیل مشکلات بسیار زیست محیطی و فشار افکار عمومی متوقف شده بود را اجرایی کرده و با نابودی اکوسیستم‌های پیوسته و آبخیزهای حیاتی سبب ساز تخریب جنگل‌ها می‌شوند.»

نقش دولت در تخریب جنگل‌ها

شواهد نشان می‌دهد تخریب جنگل‌ها توسط دولت در چند سال اخیر شدت گرفته است. دکتر ناصر کرمی، روزنامه‌نگار و اقلیم‌شناس معتقد است: «تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

دکتر اسماعیل کهرم، استاد محیط زیست دانشگاه آزاد با اشاره به این که نیمی از جنگل‌های ایران در 30 سال گذشته نابود شده و به 12 میلیون هکتار رسیده نقش دولت را در این تخریب مؤثر می‌داند و معتقد است: «میزان برداشت پایدار از جنگل‌ها باید 2/3 میلیون متر مکعب باشد، اما دولت 6 میلیون متر مکعب از جنگل‌های هیرکانی شمال کشور برداشت می‌کند که دست کم سه میلیون سال قدمت دارند.»

استاد دانشگاه آزاد اسلامی به داستان گسترش فضای شهرک صنعتی در منطقه لاکان رشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «استاندار گیلان بدون اخذ نظر کارشناسان منابع طبیعی استان و سازمان جنگل‌ها و مراتع، 1200 هکتار از بهترین اراضی جلگه‌ای واقع در ضلع جنوبی شهرک را برای گسترش فضای شهرک صنعتی در نظر گرفت و از وزیر جهاد خواست تا با این درخواست موافقت کند. مجوز ساخت کارخانه‌های پتروشیمی در حالی در استان‌های گیلان، مازندران و سمنان صادر شده است که این مناطق از نظر دارا بودن جنگل‌های هیرکانی در دنیا بی‌نظیرند.»

قاچاق چوب

قاچاق چوب تا دو دهه گذشته یکی از دلایل عمده نابودی جنگل‌ها بوده اما هم اکنون به دلیل مقابله با قاچاق تأثیر زیادی در تخریب جنگل‌ها ندارد. ولی محمد درویش، متخصص محیط زیست، از قطع بی‌رویه درختان توسط کارخانه‌های تولید زغال در زاگرس خبر می‌دهد و می‌گوید: «هرساله هزاران اصله درخت قدیمی که ارزش بالایی دارند توسط کارخانه‌های تولید زغال قطع و به زغال تبدیل می‌شوند و کیسه‌ای 10 هزار تومان به فروش می‌رسد.»

فاضلاب و زباله

هم اکنون حدود 50 واحد دفع زباله به وسعت 300 هکتار در جنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین بیش از 3 هزار تن زباله در آن دفن می‌شود.

با اینکه سال‌ها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده ولی روند انباشت آن در جنگل ادامه دارد. سوءمدیریت پسماند‌ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب و آلوده‌سازی آب، خاک و جنگل در سطح و زیرزمین و به دنبال آن بروز بیماری‌های عفونی انگلی، گوارشی، پوستی، تنفسی، انواع سرطان‌ها و مرگ‌های زودرس مشکوک و...، دستاورد فاجعه بار این سوءمدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است که هزینه‌های هنگفت درمان آنها، بار مالی سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.

دکتر اسماعیل کهرم می‌گوید: «یک متخصص محیط زیست انگلیسی پسماند زباله را پلیدترین عنصر روی زمین می‌داند، چون باکتری‌های موجود در خاک را نابود، زمین را عقیم، به سفره‌های آب زیر زمینی نفوذ می‌کند و دوباره به سطح خاک می‌آید و تمام موجودات زنده؛ درختان، گیاهان و بذر‌های سطح خاک را نابود می‌کند.»

حضور دام در جنگل

بر طبق بند یک ماده شش مصوبه «صیانت از جنگل‌های شمال» هیأت وزیران، سازمان جنگل‌ها و مراتع موظف بود تا سال 1388، 3/3 میلیون واحد دامی را از جنگل‌ها خارج کند. اما این مصوبه در مهلت مقرر تحقق نیافت و حتی با تأخیری چندین‌ساله هم بعید است به طور کامل اجرا شود.

دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «امید می‌رفت با اجرای دقیق طرح صیانت از جنگل‌ها و خروج دامها، یکی از عوامل مؤثر نابودی جنگل‌ها از میان برود اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.»

استاد محیط‌زیست دانشگاه تهران می‌افزاید: «این طرح در استان گلستان به دلیل مدیریت صحیح اجرا شد اما در استان مازندران با پرداخت پول و تحویل خانه به دامداران آنها را از جنگل بیرون کردند اما دام‌ها همچنان در آنجا حضور دارند.»

یوسف گرجی بحری، پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به زیان‌های حضور دام در جنگل می‌گوید: «در گذشته تعداد دام کم بود و آسیب‌های وارده به جنگل نیز مهم نبود ولی اکنون به دلیل افزایش تعداد دام و افزایش جمعیت، فشار به جنگل زیاد شده است.»

او می‌افزاید: «دامداری سنتی در جنگل‌های شمال به صرفه نیست و دامداران از روی ناچاری به کار خود ادامه می‌دهند. چاره کار آن است دامداریهای صنعتی ایجاد شود و با زراعت علوفه و استفاده از غذاهای کنسانتره، دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تبدیل شود.»

این پژوهشگر در ادامه می‌گوید: «حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می‌کند زیرا دام، نهال را می‌خورد و درختان جدید به وجود نمی‌آید و جنگل، مخروبه می‌شود.»

گرجی‌بحری معتقد است: «خسارت مخروبه شدن عرصه‌‪ ۲۰۰هکتاری، سالانه دست کم ۲۰۰ میلیون تومان است. برخی از کارشناسان معتقدند علت اصلی پیشرفت کند طرح خروج دام از جنگل‌‌های شمال، نابسامانی و ضعف تشکیلاتی است.»

ناصرقلی صفاری، مسئول سابق طرح ساماندهی جنگل‌نشینان سازمان جنگل‌ها و مراتع دراین‌باره می‌گوید: «در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پیگیری این امر وجود ندارد و فقط یک نفر را مسئول طرح خروج دام کرده‌اند. طبیعی است با کمبود نیروی انسانی کار به درستی انجام نشود.»

او تصریح می‌کند: «حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنگل‌نشینان، عشق می‌خواهد و در قالب حق ماموریت، نمی‌توان مسائل را حل کرد.»


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت


مردم ایران برای فرار از افسردگی تقلا می کنند

مطلب قبلی در مورد افسرده شدن مردم ایران بود که اسناد آن هم ضمیمه شده بود. امروز اعلام گردید که در آخر هفته گذشته تعداد ۱۳۵ نفر از هموطنان کشته و ۶۲۵ نفر نیز مجروح شده اند. البته فعلا بابت این همه مرگ و میر هیچ کس خود را مسول نمی داند. بعضی وقتها جاده مقصر اعلام می شود در مواقعی خودروها و در موارد دیگر رانندگان پس هیچ مسولی نباید جواب پس بدهد.

اما آیا هیچ مسئولی خود را در این خصوص که چرا ایرانیان تا فرصتی می یابند به مسافرت می روند و سپس این همه تلفات پدید می آید جواب می دهند؟

آیا واقعا مردم ایران تا این اندازه مسافرت را دوست دارند یا باید جواب را در جای دیگری جستجو کرد؟

آنچه مسلم است عدم وجود امکانات رفاهی و شادی آور در جامعه به یک مشکل فرهنگی تبدیل شده است. مردم برای رهائی از روزهای تعطیل کسالت بار به مسافرت دست می زنند تا کمی شاد باشند ولو این شادی با طی کردن مسافت طولانی بدست بیاید.

اگر می خواهیم مردم در جاده ها کشته نشوند و اگر دوست داریم مردم از افسردگی خارج شوند باید فضای شادی کشور بیشتر گردد و مردم شادابی را حس کنند.

صدا و سیما که با پول این مردم می چرخد کمترین فعالیت را در خصوص ایجاد بسترهای شادی بخش دارد. مردم از این جعبه جادوئی انتظارات بیشتری دارند و تولید شادی یکی از آنها می باشد. 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت


مردم ایران افسرده شده اند.(خارج از موضوع)

 

مردم ایران تاریخ بسیار ارزشمند و باشکوهی دارند. در این تاریخ باشکوه آئین ها و مراسم بسیاری رد پای دارند که همه شادی آور و شادی بخش بوده اند. انواع جشن ها، مراسم، آئین ها و ... همه در زمان خاص برگزار می شده و ارمغانش شادی برای مردم بوده است. اما چند سالی است که خبرهای ناراحت کننده ای از شرایط روحی مردم ایران می رسد. مدتی قبل تیتر خبرها بود که زن های ایرانی بیشترین میزان افسردگی را دارند و بعدا گفته شد مردان ایرانی هم در حال افسرده شدن هستند و بعد نتیجه اینکه همه مردم ایران در حال افسرده شدن هستند. مطلب زیر در اکثر سایت های خبری روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۳۸۸ آمده بود.

مردم ايران افسرده شده‌اند. هشداري كه در چند سال اخير توسط كارشناسان اجتماعي و روان پزشكان به مسئولان داده شده اما كمتر به آن توجه شده است. در حالي كه شعار فدراسيون جهاني سلامت روان در سال 2009 «سلامت روان در مراقبت‌هاي اوليه است» اما امروزه حدود ۴۵۰ ميلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می‌برند. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت در سال 2007، 25 درصد جوامع با بيماري‌هاي روحي ـ رواني دست به گريبانند كه البته نمي‌توان گفت از هر چهار نفر يك نفر بيمار رواني است بلكه طيف‌هاي گوناگون مشكلات رواني در آنها وجود دارد.

به گزارش «تهران امروز»، در پژوهشی که برای نخستین بار جهت تعیین بار بیماری‌ها در ایران در دبیرخانه تحقیقات کاربردی معاونت سلامت با کمک سایر بخش‌های این معاونت از جمله اداره سلامت روان و گروه پژوهشگران بدون مرز از سال
۱۳۸۱ تا۱۳۸۳ انجام شد، بار بیماری‌ها در سه استان بوشهر، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفت و براساس نتایج این پژوهش بار بیماری‌های روانی پس از حوادث غیرعمومی به‌طور مشترک با بیماری‌های قلبی عروقی، رتبه دوم را به خود اختصاص داد. به این ترتیب که ۲۸ درصد بار بیماری‌ها متعلق به حوادث غیرعمومی، ۱۴ درصد متعلق به بیماری‌های قلبی عروقی و ۱۴ درصد متعلق به بیماری های روانی بود.

اما براساس پژوهشی که در سال
۱۳۷۸ جهت بررسی وضعیـت سلامت روان افراد ۱۵ سال و بالاتر در کشور با حجم نمونه بالا (۳۵۰۱۴ نفر) انجام گرفت، شیوع اختلال‌های روانی در جمعیت بالای 15 سال کشور ۲۱/3 درصد در مناطق روستایی و ۲۰/۹ در مناطق شهری برآورد شد که در این میان اختلال‌های افسردگی و اضطرابی بیشترین شیوع را داشته و میزان شیوع اختلال‌های روان‌پریشی (سایکوز) که فرم بسیار شدیدتر اختلال‌های روانی می‌باشد، 0/6 درصد بوده است.
حتی پس از کنترل عوامل مخدوش کننده، در افراد متاهل، جداشده یا طلاق گرفته بیماری شایع‌تر از افراد مجرد بوده است. همچنین در افراد بیکار یا بازنشسته شیوع اختلال‌های روان‌پزشکی بیشتر بوده است.

در اين ميان مراجعه به سرویس‌های خدماتی بهداشت و درمان به دلیل اختلال‌های روانی به دلایلی، بسیار کمتر از بیماری‌های جسمانی انجام مي‌شود که یکی از این دلایل انگ بیماری روانی و دیگری ماهیت این اختلال‌ها، باورهای سنتی و عدم دسترسی به این خدمات می‌باشد. پژوهش‌ها در مورد مسیر مراجعه بیماران روانی به بیمارستان تخصصی نشان مي‌دهد 84/3 درصد افراد مورد بررسی در نخستین اقدام برای درمان بیماری خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/5 درصد به درمانگران سنتی و درمان‌های جایگزین مراجعه كرده بودند و 42/5 درصد کل افراد در طول مدت بیماری خود مراجعه به دعا نویس داشتند.

دكتر حسين نحوي نژاد رئيس ستاد ساماندهي بيماران رواني و مزمن سازمان بهزيستي در اين باره مي‌گويد: «بيماري‌هاي رواني قربانيان خود را انتخاب نمي‌کنند ودر هر گروه سني بيمار رواني وجود دارد به‌طوري که رشته‌اي تحت عنوان فوق تخصص بيماري‌هاي اطفال وجود دارد که بر اين اساس بيماري‌هاي رواني در بين سالمندان، زنان در سن باروري و معلولان وجود دارد که اگر به بحران‌هاي آنها در هر گروه سني پاسخ مثبت داده نشود اين مشکل رخ مي‌دهد. در واقع مشکلات روحي و رواني تبعات جدي براي مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه مي‌گذارد و فرد بيمار و خانواده وي از چرخه توليد و اقتصاد خارج مي‌شوند.»

روان پزشكان عقيده دارند كه يک جاده دوطرفه بين سلامت جسمي و روحي وجود دارد.به عنوان مثال بيماران اسكيزوفرني مستعد بيماري‌هاي جسمي زيادي بوده و بيماران مزمن جسمي نيز در معرض انواع بيماري‌هاي روحي قرار دارند، اما متاسفانه در سياستگذاري‌هاي اعمال شده به مقوله سلامت روان اهميت زيادي داده نمي‌شود.

نحوي نژاد در ادامه صحبت‌هاي خود مي‌گويد: «با توجه به آماري كه سازمان بهداشت جهاني در سال 2007 نمي‌توان گفت از هر چهار نفر يک نفر بيمار رواني است بلکه طيف‌هاي گوناگون مشکلات رواني در آنها وجود دارد. در حال حاضر روان‌پزشكان به اتفاق عقيده دارند كه پنج بيماري قلبي، عروقي، ريوي مزمن، ديابت، افسردگي و بيماري سرطان باعث مرگ و ميرهاي رخ داده در دنياست كه در اين ميان بيماري افسردگي 60 درصد مرگ و ميرهاي دنيا را به خود اختصاص داده است که مطابق با اين آمار، افسردگي چهارمين عامل سال‌هاي از دست رفته به دليل ناتواني بوده که به زودي در دنيا دومين علت محسوب مي‌شود. در کشور ما نيز اولين علت ساليان از دست رفته عمر به علت ناتواني است.»

در حال حاضر در بانک اطلاعات مرتبط با بيماران رواني سازمان بهزيستي كشور 101 هزار بيمار رواني مزمن شناسايي شده که از اين تعداد 67 درصد مرد و 33 درصد زن هستند و اطلاعات آنها از بيمارستان‌هايي که خدمات ويژه به بيماران مزمن رواني ارائه مي‌دادند کسب شده است. به گفته دكتر نحوي نژاد بهزيستي طي هشت سال حداقل به 45 هزار نفر بيمار رواني ارائه خدمت کرده در حالي که جمعيت هدف 21 هزار نفر بوده است.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا
۳۵ تا ۴۵ درصد غیبت از محل کار به دلیل مشکلات بهداشت روانی است. به‌طور متوسط تعداد روزهای از دست رفته کاری که به بیماری‌های روانی نسبت داده می‌شود شش روز در ماه در هر ۱۰۰ کارگر و تعداد روزهای کم کاری ۳۱ روز در ماه در ۱۰۰ کارگر است. در ایالات متحده 3/6 تا 1/8 درصد از کارگران از افسردگی اساسی رنج می‌برند و شاغلان با افسردگی در مقایسه با افراد بدون افسردگی دو برابر بیش‌تر احتمال ناتوانی در کار دارند.

در ايران نيز بر اساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در مورد از کارافتادگی‌ها، بیش‌ترین میزان از کار افتادگی مربوط به کمیسیون اعصاب و روان است که به تنهایی 32 درصد کل افراد از کار افتاده را به خود اختصاص داده است. بررسی مراجعه کنندگان به کمیسیون اعصاب و روان سازمان تامین اجتماعی شهر تهران نشان داد که اختلال‌های روان‌پزشکی به‌طور معناداری بیش از اختلال‌های عصب شناختی منجر به از کارافتادگی و استراحت پزشکی می‌شوند به‌طوری‌که اختلال‌های روانی مسئول 56/9 درصد موارد از کارافتادگی و 83/5 درصد کل مراجعان استراحت پزشکی است.

پژوهش دیگری نیز در ایران به منظور شناسایی مسیر مراجعه بیماران روانی برای دسترسی به خدمات روان‌پزشکی، میزان مراجعه آنها به پزشکان عمومی، مراکز درمانی و درمانگران سنتی، استفاده ازداروهای گیاهی و چگونگی ارجاع آنها به مراکز روان‌پزشکی انجام شد نتايج اين تحقيق نشان داد نزدیک به نیمی ازمراجعه کنندگان به مراکز مورد بررسی توسط بستگان، دوستان و آشنایان به این مراکز معرفی شده‌اند و 85/9 درصد از جمعیت نمونه درنخستین اقدام برای درمان بیماری فعلی خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/
۱ درصد به درمانگران سنتی مراجعه کرده‌اند؛ اما 36/1 درصد از کل افراد در طول مدتی که این ناراحتی را داشتند، افزون بر پزشکان مراکز روان‌پزشکی به درمانگران سنتی نیز مراجعه کرده‌اند.

احمد محيط كارشناس سازمان بهداشت جهاني منطقه مديترانه شرقي نيز درباره ميزان شيوع بيماري رواني و افسردگي در كشور مي‌گويد: « آمار بيماري‌هاي رواني در ايران با كشورهاي ديگر چندان تفاوتي ندارد، شايع‌ترين اين بيماري‌ها افسردگي است كه بالاي20 درصد جمعيت كشور را درگير كرده است.تحقيقات مختلفي در مورد بار بيماري‌هاي رواني در كشور انجام شده كه در مجموع تفاوتي را با آمارهاي ميانگين جهاني نشان نمي‌دهد و ميزان روان پريشي و ساير اختلالات رواني در ايران با آمارهاي جهاني مطابقت دارد و رقم‌هاي بالايي را شامل مي‌شود كه افسردگي شايع‌ترين آنهاست.»

بررسي‌هاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماري‌ها و آسيب‌ها در ايران كه در سال 86 منتشر شد، نيز نشان داد كه بيماري‌هاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 570 سال عمر از دست رفته و سال‌هاي سپري شده همراه با ناتواني (شاخص دالي) در گروه سني 30 تا 44 ساله دومين بار بيماري‌ها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سال‌هاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.

بر اساس اين مطالعه حوادث عمدي و غير عمدي با از دست دادن سالانه حدود 600 هزار سال عمر مفيد در مردان گروه سني 30 تا 44 سال بيشترين بار بيماري‌ها را دارد و بيماري‌هاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 300 هزار سال هدر رفتن عمر مفيد در رده دوم است. اما در بين زنان اين گروه سني بيماري‌هاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 270 سال عمر مفيد هدر رفته بار اول بيماري‌هاست و بيماري‌هاي دستگاه استخواني و عضلاني با 227 هزار سال عمر از دست رفته و زندگي توام با ناتواني( شاخص دالي) دومين بار بيماري است.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در دوشنبه بیستم مهر 1388 ساعت 8:28 موضوع | لینک ثابت


کاش وجدان ما بیشتر از قانون اثر می کرد

 

در خبرها آمده بود که شرکت گاز برای انجام پروژه لوله گذاری اقدام به قطع بیش از ۱۴۰۰۰ درخت در منطقه حفاظت شده دنا کرده است. سازمان حفاظت محیط زیست بیش از یک میلیارد تومان خسارت برآورد نموده که شرکت گاز باید بپردازد(نوشدارو پس از مرگ سهراب). در پی این اقدام نابخردانه شرکت گاز، قوه قضائیه وارد کارزار شده و دستور پیگیری و مجازات عاملان این اقدام ضد طبیعی و ضد انسانی را صادر کرده است. صورت مساله کاملا مشخص است: خلافی انجام شده و سپس دستور پیگیری صادر گردیده اما نتیجه چه شود خدا داند.

چند نکته:

۱- چرا سازمان های مربوطه به موقع اقدام نکرده اند تا از تخریب منطقه حفاظت شده که با پول این مردم نگهداری می شده جلوگیری شود؟

۲- چرا سازمان حفاظت محیط زیست معمولا پس از انجام تخریب مدعی خسارت می شود. چنین به نظر می رسد که با توجه به اقدامات گذشته این سازمان باید نام آن را به سازمان مطالبه خسارت تغییر داد.

۳- شرکت گاز اعلام کرده که اقدام این شرکت قانونی بوده بنابراین مشکلی پدید نیامده است. آیا همه قوانین کارآمد هستند ؟آیا قوانین را ما انسانهای جایزالخطا وضع نمی کنیم؟ کاش به جای توسل به بندهای قانونی کمی هم وجدان داشتیم و می فهمیدیم که مناطق حفاظت شده با پول این مردم محافظت می شوند و برای سلامت شهروندان بسیار مهم می باشند پس تخریب اینگونه مناطق یعنی تخریب سرمایه ملت.

تاکنون بارها از این موارد پیش آمده و بعد هم مساله به خوبی و خوشی تمام شده است. آیا وقت آن نرسیده که برای حفاظت باقی مانده درختان که چند اصله بیشتر نیستند اقدام اساسی صورت بگیرد؟ تاکنون بیش از ۱۰ میلیون هکتار از جنگلهای کشور در آتش طمع دزدان و غارتگران سوخته و از بین رفته اند حداقل آنچه باقی مانده است را برای تامین سلامت خود و نسلهای آینده حفظ کنیم.

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 3:14 موضوع | لینک ثابت


بازهم دلیل دیگر بر آلوده بودن و مخرب بودن دکل ها و سیستم های ایجاد پارازیت

این هم بیانات رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در خصوص ضررهای سیستم های ایجاد پارازیت و دکل های مخابرات. البته اگه بعدا تکذیب نکنند و نگویند که اینها صحبت های وی نبوده است. خبر مربوط به سایت خبری فرداست به تاریخ ۱۳ مهرماه ۱۳۸۸

 

نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نسبت به تاثیر مخرب پارازیت های ماهواره ای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی هشدار داد.

دکتر انوشیروان محسنی بند پی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی« فردا» اظهار داشت: متاسفانه بعد از انتخابات انواع پارازیت های مخابراتی به شدت افزایش یافته که مطمئنا برای سلامت تهرانی ها نگران کننده است، بویژه که کلان شهر تهران با مشکلات دیگری همچون آلودگی هم روبه روست.

نماینده مردم چالوس افزود: وقتی امواج دو موبایل می تواند یک تخم مرغ را بپزد، امواج پارازیت هم می تواند در سلامت و روان انسان اثر بگذارد.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه گزارش ها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی زمینی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، خاطرنشان کرد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تاثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می گذارند. همچنین این امواج ممكن است در اثر تداوم، ناشنوايي مزمن را به همراه داشته باشد و برای افراد التهابات پوستی را به دنبال بیاورد.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 12:49 موضوع | لینک ثابت


آنتن ها و دکل های مخابرات و ... سرطان زا هستند

امروز ۱۲ مهرماه مطلبی در سایت تابناک خواندم از سرطان زا بودن دکل های مخابرات. در این باره من در روز پنجشنبه دوم مهرماه با عنوان"  دکل های تلفن همراه بلای جان نسل آینده"مطلبی نوشته و در وبلاگ آورده بودم.

عنوان خبر اینست:

آنتن‌هاي سرطان‌زا پرندگان تهران را كوچاند
دکل‌هاي BTS نصب شده در شهرهاي بزرگ ايران از جمله تهران سبب ساز بروز مشکلات مختلف در بدن شهروندان از جمله اختلالات خوني و مغزي مي‌شوند.

مهندس حسن اصيليان، معاون محيط زيست انساني سازمان محيط زيست کشور در گفت‌وگو با روزنامه «خراسان» هشدار مي‌دهد: «براساس گزارش‌هاي به دست آمده و تحقيقات انجام شده، فراواني امواج الکترومغناطيس که به طور عمده به دنبال نصب دکل‌هاي BTS در مناطق مسکوني منتشر مي‌شود، باعث بروز مشکلات خوني و مغزي براي ساکناني که در ميدان مغناطيسي تاثيرگذار اين امواج زندگي مي‌کنند، شده است و با توجه به اثرات زيان بار اين امواج، لازم است راهکارهاي اساسي براي کاهش اثرات اين امواج در کشور به کار گرفته شود.»

گوراني، کارشناس و مسئول بهداشت پرتوهاي وزارت بهداشت هم با صراحت اعلام مي‌کند: «آنتن‌هاي BTS تلفن همراه تشعشعات الکترومغناطيسي از خود ساطع مي‌کنند که قرار گرفتن در معرض اين امواج در درازمدت مشکلات مختلفي از جمله سردرد، سرگيجه، مشکلات و تحريکات عصبي و... را براي فرد ايجاد خواهد کرد.»

اما مسئولان وزارت ارتباطات به ويژه مسئولان شرکت ارتباطات سيار هرگونه خطر احتمالي ناشي از نصب و راه‌اندازي اين آنتن‌ها را مردود اعلام مي‌کنند و معتقدند هنوز عارضه ثابت شده‌اي در اين زمينه وجود ندارد.
کارشناسان با اعلام مهاجرت نيمي از پرندگان تهران به دليل وجود امواج الکترومغناطيس دکل‌هاي BTS، افزايش پديده جهش زايي ژنتيکي در شهروندان، جانوران و گياهان شهر تهران را محتمل مي‌دانند.

دکل‌هاي BTS؛ سلامت انسان‌ها

از زماني که براي اولين بار در خيابان‌هاي تهران مردم با گوشي‌هاي در دست مشغول صحبت با ديگري بودند بيش از 13 سال سپري شده است و در آن زمان به علت قيمت بالا و محدود بودن شبکه، تعداد اندکي از مردم امکان دسترسي به اين وسيله ارتباطي را داشتند و در مجموع گفته مي‌شود شبکه تلفن همراه در کشور توسط مخابرات در مردادماه سال 73 با نصب و راه‌اندازي 24 ايستگاه BTS براي تنها 9 هزار و 200 کاربر تهراني راه‌اندازي شد و اين در حالي است که اين تکنولوژي با تاخيري 10 ساله وارد کشورمان شده بود.

بعد از تهران به دليل استقبال از اين وسيله ارتباطي مسئولان مخابراتي به فکر توسعه آن افتادند و يک سال بعد شهرهاي ديگر کشور همچون تبريز، مشهد، اهواز، اصفهان و... نيز زير پوشش شبکه تلفن سيار قرار گرفتند، اما با اين حال همچنان به دليل قيمت بالاي سيم کارت و بازار سياهي که براي فروش آن از سوي بخش دولتي به طور ناخواسته ايجاد شده بود؛ آنچنان اين وسيله ارتباطي بين عموم مردم رواج نيافته بود، اما رفته رفته با ورود اپراتورهاي بخش خصوصي به ميدان رقابت به نوعي قيمت سيم کارت‌ها به نحوه چشمگيري شکسته شد و خريد سيم کارت و اتصال به شبکه تلفن همراه به يکباره گسترش پيدا کرد و بر پايه آخرين آمارها، گفته مي‌شود تعداد مشترکان تلفن همراه تنها در بخش اپراتور شرکت ارتباطات سيار به 20 ميليون نفر رسيده است و اين در حالي است که چند ميليون نفر کاربر دو اپراتور ديگر را نيز بايد به اين ليست 20 ميليون نفري اضافه کرد.

به هر حال رشد صعودي مشترکان تلفن همراه و همه گير شدن اين وسيله ارتباطي در اقصي نقاط کشور را بايد از نظر پيشرفت کشورمان به نوعي به فال نيک گرفت. مسئولان مخابراتي اعلام مي‌کنند تاکنون بيش از 14 هزار ايستگاه BTS در کشور راه‌اندازي شده است و به طور متوسط در کشور هر آنتن تلفن همراه مي‌تواند دو هزار مشترک را زير پوشش قرار دهد و اين در حالي است که امروزه واگذاري خطوط تلفن همراه در کشور به دليل تنوع اپراتورها، قيمت نسبتاً پايين و از همه مهم تر به روز عرضه شدن آن با اقبال بسيار خوبي از سوي مشترکان روبه رو شده است. به طوري که اکثريت به سمت خريد اين وسيله ارتباطي به طور چشمگيري جذب شده‌اند و در مجموع مي‌توان يادآور شد هرچه تعداد مشترکان افزايش پيدا کند به تبع آن، اين روند در نصب ايستگاه‌هاي BTS نيز تاثير مستقيمي دارد، همان آنتن‌هايي که در سطح شهر به رشد خود ادامه مي‌دهند.

اما سوالي که بارها مطرح شده است اين است که آيا دکل‌هاي BTS پراکنده در سطح شهر خطرناک هستند يا بي خطر. سوالي که تاکنون به طور شفاف و دقيق به آن پاسخ داده نشده است. اين در حالي است که براساس گزارش‌هاي متعدد علمي، تاثيرات آنتن‌هاي BTS بر انسان به خصوص کودکان بسيار خطرناک بوده و عوارضي همچون سرطان را در پي خواهد داشت، ولي مسئولان اظهارنظرهاي متفاوتي دارند.

رمضانعلي صادق زاده رئيس کميسيون مخابرات مجلس به «سرمايه» مي‌گويد: «آنتن‌هاي BTS به هيچ وجه ضرر و زياني براي مردم ندارد چرا که اين آنتن‌ها معمولاً در بالاي ساختمان‌ها و به گونه‌اي نصب مي‌شود که شدت امواج الکترومغناطيسي ساطع شده از آنها در سطح زمين بسيار پايين تر از حد مجاز است و هيچ گونه خطري براي افراد به وجود نمي‌آورد.»
اما علي گوراني کارشناس و مسئول بهداشت پرتوهاي وزارت بهداشت در اين زمينه به «سرمايه» مي‌گويد: «بيشتر آنتن‌هاي تلفن همراه BTS که از سوي اپراتورهاي تلفن همراه در کشور نصب شده‌اند، مجوز ايمني وزارت بهداشت را ندارند.»

او اضافه مي‌کند: «متاسفانه نصب کليه آنتن‌هاي BTS تاکنون بدون اخذ مجوز از وزارت بهداشت انجام شده است حال آنکه وزارت بهداشت اين موضوع را بارها به مسئولان امر متذکر شده است.»
حسن اصيليان معاون محيط زيست انساني سازمان محيط زيست معتقد است: «منبع انتشار امواج الکترومغناطيس به طور عمده دکل‌هاي BTS هستند. بنابراين با توجه به عوارض و تاثيرات سوءخوني و مغزي اين امواج مطابق با استانداردهاي جهاني اين دکل‌ها بايد دور از مناطق مسکوني بنا شود.»
او در ادامه مي‌افزايد: «نتايج تحقيقات مختلف نشان داده است که اين امواج نه تنها روي انسان بلکه روي ساير موجودات نيز تاثيرات سوئي ايجاد مي‌کنند به طوري که برخورد اين امواج با انسان و ساير موجودات باعث بروز اختلالات خوني اعم از موتاسيون (جهش‌هاي خوني) مي‌شود که در نهايت از عوامل بروز سرطان است.»

معاون محيط زيست انساني سازمان محيط زيست مي‌افزايد: «طي تحقيقي که در دانشگاه تربيت مدرس انجام داديم، به دنبال بررسي نتايج تست‌هاي خوني افرادي که در نزديکي اين دکل‌هاي برق سکونت دارند و در شعاع تاثيرگذار اين امواج قرار مي‌گيرند، مشخص شد که در اين افراد نوعي جهش‌هاي خوني بروز کرده است. ضمن آنکه نتايج بررسي پرسشنامه‌هايي که در بين افراد ساکن در اين مناطق توزيع شده بود نيز نشان داده که اين امواج همچنين اثرات سوءعصبي و مغزي به دنبال دارند.»

دکتر محققي رئيس مرکز تحقيقات سرطان نيز در گفت وگو با سايت سلامتيران در مورد مضرات آنتن‌هاي تلفن همراه مي‌گويد: «اصولاً آنتن‌هاي تلفن همراه و دکل‌هاي مخابراتي و نيز تشعشعات ناشي از دکل‌هاي برق فشارقوي هريک به نوبه خود اثرگذاري خفيف تا شديدي روي افراد دارند. به عنوان نمونه در مورد دکل‌هاي برق فشارقوي طيف‌هاي مختلف امواج الکترومغناطيسي، ميدان‌هاي مغناطيسي ايجاد مي‌کنند و افرادي که در حوزه اين ميدان‌ها قرار مي‌گيرند تحت تاثير آثار سوء اين امواج واقع مي‌شوند. تاثير اين امواج روي کودکان مي‌تواند باعث بروز برخي از انواع سرطان‌ها شود. در افراد بالغ نيز موضوع در مواردي باعث بروز مخاطرات و بيماري‌ها در سيستم‌هاي عصبي، قلب و عروق و دستگاه گوارش مي‌شود و در مواردي نيز باعث ايجاد سرطان خون در اين افراد شده است.»

دکل‌هاي BTS؛ کوچ پرندگان

خطر انتشار امواج الکترومغناطيس توسط دکل‌هاي BTS محدود به شهروندان تهران و شهرهاي بزرگ کشور نمي‌شود. اين امواج با تاثير روي سيستم جهت يابي پرندگان، حيات آنها را در معرض خطر قرار داده و سبب ساز کوچ دسته جمعي آنها مي‌شوند.

حسين دماوندي نژاد سرپرست دفتر طيور و زنبورعسل وزارت جهادکشاورزي در گفت وگو با سايت الف مي‌گويد: «حدود 50 درصد از پرندگان وحشي به شکل بي‌سابقه تهران را ترک کرده‌اند که علت اين امر گسترش امواج تلفن همراه است.»

دکتر نواييان متخصص محيط زيست و مدير موزه هفت چنار با اشاره به تاثير امواج راديويي در مهاجرت جانوران به «سرمايه» مي‌گويد: «خودکشي و مرگ تعداد زيادي از دلفين‌ها در سواحل خليج فارس به دليل ارسال امواج الکترومغناطيسي و مختلف شدن سيستم جهت يابي آنها بود.»
اين متخصص محيط زيست در ادامه مي‌افزايد: «در کشور به دليل اينکه سيستم‌هاي ارتباطي پيشرفته نيست و از آن استفاده صحيح نمي‌شود، تاثير مخربي بر محيط زيست مي‌گذارد.»

نواييان معتقد است: «پرندگان تهران با استفاده از امواج ماوراي بنفش، مادون قرمز و الکترومغناطيس جهت يابي مي‌کنند اما افزايش بي رويه و وحشتناک امواج الکترومغناطيس سبب ساز مختل شدن سيستم جهت يابي و کوچ آنها شده است.»

دکل‌هاي BTS و از بين رفتن منظر شهري

چندي است شهرداري تهران به عنوان متولي حفظ زيبايي شهري با وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در رابطه با نصب آنتن‌هاي BTS تلفن همراه کشمکش‌هايي پيدا کرده است.
محمدباقر قاليباف شهردار تهران با وجود اينکه تصريح مي‌کند:«اين ارگان هيچ مخالفتي با نصب آنتن‌هاي BTS تلفن همراه ندارد»، معتقد است: «مخابرات براي نصب اين آنتن‌ها بايد ضوابط شهر و شهرسازي را رعايت کند.»

او با بيان اينکه «نصب آنتن يک مساله مهم است»، مي‌افزايد: «شرکت ارتباطات سيار مجاز نيست اين آنتن‌ها را در اماکن مسکوني و شخصي حياط منازل نصب کند.»
قاليباف اظهار مي‌دارد: «شهرداري هيچ مشکلي براي نصب BTS ندارد و اگر ضعف فني در اين زمينه وجود دارد، نبايد شهرداري را در اين زمينه مقصر دانست.»

اين درحالي است که شرکت ارتباطات سيار دليل اصلي اختلالات شبکه تلفن همراه را ممانعت شهرداري در نصب آنتن‌هاي BTS عنوان کرده و معتقد است شهرداري به دليل حفظ زيباسازي شهري اجازه نمي‌دهد اپراتور اول در نقاط فاقد پوشش دهي آنتن نصب کند.

بنا بر گفته روابط عمومي وزارت ارتباطات و فناوري ارتباطات، 300 نقطه کور در تهران وجود دارد و ظاهراً شهرداري براي نصب BTS مخالفتي نمي‌کند اما در عمل هيچ اقدامي صورت نمي‌دهد. البته به نظر مي‌رسد پس از مصوبه جديد هيات دولت مبني بر بلامانع بودن نصب آنتن‌هاي BTS در اماکن دولتي، چالش‌هاي اخير بين شرکت ارتباطات سيار و شهرداري برطرف شود. براساس اين مصوبه تمامي وزارتخانه ها، سازمان‌ها و ارگان‌هاي دولتي موظف هستند فضاي موردنياز شرکت ارتباطات سيار براي نصب آنتن‌هاي فرستنده و گيرنده راديويي BTS را در اختيار اين شرکت قرار دهند.

در پايان بايد گفت تفاوتي بين دو اپراتور و يک پيمانکار وجود ندارد؛ چراکه براي اکثر مشترکان اتفاق افتاده روزهايي به هيچ عنوان نتوانسته‌اند با تلفن همراه خود صحبت کنند و اگر تماسي نيز برقرار بوده در کمتر از چند ثانيه با اختلال بسيار شديد به طور کامل قطع شده است، در صورتي که همگان مي‌دانند دستگاه‌هاي تلفن همراه روشن است. از نظر علمي دليل به وجود آمدن چنين مشکلاتي بازمي گردد به ضعف شبکه و زيرساخت‌ها و همان کور بودن نقاط. به عنوان نمونه گفته مي‌شود در حال حاضر بيش از 10 نقطه کور در تهران وجود دارد که با اتصال آنتن‌هاي BTS برطرف مي‌شود؛ همان آنتن‌هايي که مضر بودن آنها به نوعي اثبات شده است. حال انتخاب با مشترکان است؛ يا با آغوش باز بام و زمين‌هاي خود را در اختيار اپراتور قرار مي‌دهند تا بلکه با به جان خريدن مضرات اين آنتن‌ها تماسي راحت داشته باشند يا تماسي ناقص را به عوارض جسم و محيط زيست ترجيح مي‌دهند.


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت


طبیعت دیرگیر است و سختگیر

طوفان دریائی هفته گذشته در فیلیپین باعث بروز سیلی ویرانگر شد و شهر مانیل، پایتخت این کشور را زیر انبوهی از گل و لجن فرو برد. در این طوفان ویرانگر تعدادی از شهروندان فلیپینی نیز جان خود را از دست دادند. گلوریو آریو رئیس جمهور این کشور شرایط فوق العاده اعلام و از کشورهای جهان خواستار کمک های فوری گردید.

سیل در استان گلستان باعث خسارتهای زیادی گردید و عده ای از هموطنانمان نیز جان خود را از دست دادند.

طوفان در آذربایجان غربی باعث خسارتهای زیاد گردید و چند نفر از شهروندان کشورمان را هم متاسفانه به کام مرگ فرستاد.

سیل در استانبول ترکیه باعث میلیاردها دلار خسارت گردید و تعدادی از شهروندان ترک را هم کشت. دولت این کشور وضعین بحران اعلام کرد.

و...

تا چه زمانی شاهد بروز چنین رفتارهای خشمگین طبیعت خواهیم بود؟ آیا در سالهای آینده هم خشم طبیعت به همین اندازه خواهد بود یا باید منتظر بروز رفتارهای خشونت بارتری از طبیعت باشیم؟

آنچه مسلم است بروز طوفانها، سیلها و سایر پدیده ها از روند طبیعی خارج شده و وضعیتی غیر طبیعی به خود گرفته اند.

اگر روند فعلی تخریب ها ادامه یابد بطور در سالهای آینده باید در محاسبات مربوط به روزهای آرام طبیعت تجدید نظر کنیم چراکه تعداد روزهای پربلا بیشتر از روزهای بی بلا خواهد بود. همیشه به یاد داشته باشیم که طبیعت دیرگیر است و سختگیر. طبیعت ویرانگری را بر نمی تابد و با تندی و خشونت پاسخ می دهد.

 

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 21:5 موضوع | لینک ثابت


گل بود به سبزه آراسته شد

اخیرا خبرگزاری ها از آلوده و نامرغوب بودن بنزین وارداتی خبر دادند که باعث خرابی خودروها می گردد.

همه می دانیم که خودروهای ساخت داخل از کیفیت پائینی نسبت به خودروهای خارجی برخودارند ضمن اینکه قیمت آنها نیز در مقایسه با تولیدات خارجی بسیار بالاست. باید اشاره کرد که بخش عمده ای از تصادفات منجر به مرگ جاده های کشور نیز به علت کیفیت پائین خودروها و پائین بودن ضریب امنیتی آنها اتفاق می افتد.

بنزین وارداتی با کیفیت پائین با مجوز وزارت نفت وارد کشور شده  و در کشور توزیع گردیده است.مبدا این بنزین اعلام نشده نگردیه اما به نظر می رسد از کشورهائی وارد شده که به لحاظ صنعتی در سطح پائین تری از ایران قرار دارند شاید ونزوئلا.

از این پس باید به وزیر نفت نیز مدال محیط زیست اهدا کرد که با وارد کردن بنزین کیفیت پائین در آلودگی بیشتر محیط زیست کشور گام برداشته است.

 

 

 


 

نوشته شده توسط سهراب عسگری در شنبه چهارم مهر 1388 ساعت 22:12 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting